آرشیو
طراح قالب
Tebyan

باغبان بود..

گوشه ای نشسته بودوآرام گریه می کرد..

انتظار را می شد ازنرگس باغش فهمید..

درهمین حالی که اشک هایش را ازگونه هایش پاک می کرد

کودکی دوان دوان داخل باغ شد

ونرگسی چید..

باغبان گفت:خوش خبرباشی کودکم

مهدی زهرا(عج) آمده؟!!

کودک که ارتباط گل نرگس را با مهدی زهرا(عج)نمی فهمید

گفت:می آیدعمو..می آید..

به قلم خودم

برچسب ها :
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 127072
تعداد نوشته ها : 786
تعداد نظرات : 17
Rss